مادر منتظر

چهارشنبه 25 فروردین

1395/1/25 18:48
نویسنده : پروین
150 بازدید
اشتراک گذاری

خب اینم از سال جدید همه ی دوندگی ها و بخر بخر ها و خونه تمیز کردنا هم تموم شد دوباره تکرار مکررات

دوباره انتظار و انتظار دوباره با هر بهونه کوچیکی گوله گوله اشک ریختن نازکتر شدن دل تنهایی رو به تو جمع بودن ترجیح دادن و همه ی اینا تمومی نداره مگر با اومدن فرشته ای که نزدیک 3 ساله که براش ثانیه شماری کردم

چقدر خوبه که از خونوادم دورم نمیخوام هیچی از دردامو بفهمن دوست ندارم کسی بدونه چقدر دارم درد میکشم برای داشتنش برای چیزی که شاید در نظر خیلی ها عادیترین کار دنیا باشه برای خیلی هایی که با یه اشاره بهش میرسن و من از خدا گلایه میکنم که چطور ممکنه مگه میشه که همون خیلی ها بدون هیچ دردسری مادر بشن

پیش خودم میگم اگه منم یه روزی مادر بشم قطعا احساسم برای بچم با همون خیلی ها فرق میکنه

اخه مگه میشه احساست نسبت به چیزی که براش لحظه شماری کردی برای بدست اوردنش همه ی سختیهارو به جون خریدی براش با اونی که راحت بدستش اوردی یکی باشه , به بزرگی خود خدا قسم که فرق هست بینشون

دو هفته همدان بودم کسانی که بچه دوم رو باردار بودن رو دیدم نوزادهای تازه بدنیا اومده رو دیدم تازه عروس های باردار رو دیدم و چند نفری که سقط کرده بودن ,خدایا کمکم کن فکر میکنم دارم یه ادم بدجنس میشم تو دلم خوشحال بودم که اونا مادر نشدن خوشحال بودم که من تنها نیستم خدایا منو شرمنده نکن نزار این حسهای بد تو وجودم بمونه خدایا خودت میدونی که من بد خواه کسی نیستم ولی مطمینم نمیدونی که نداشتن بچه ای از گوشت و استخون خودم چه به روزم میاره وگرنه انقدر منو منتظر نمیزاشتی .

دارم کم میارم خدایا دارم میشم ادم بده دارم سر ناسازگاری با همسر میزارم دستمو بگیر امتحان کردنتو تموم کن من نمیتونم مطمینم که رد میشم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

maloosak
26 فروردین 95 18:48
اميدوارم هميشه شاد باشين و سلامت ممنون خوشحال ميشم به منم سر بزنيد
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مادر منتظر می باشد