مادر منتظر

همچنان انتظاررررر

امروز پنجمین روز از ای یو ای هستش حالا کو تا نتیجه مشخص بشه , خیلی میترسم که خبری نباشه برای همین زیاد به خودم امیدواری نمیدم و یه جورایی انگاری بیخیالم پیش خودم میگم بزار همسری هم زیاد امیدوار نشه تا اگه خدای نکرده جواب منفی بود از الان امادگیشو داشته باشه . ولی بعضی از وقتها عجیب میرم تو فکر اینکه اگه خدا نظرشو به منم انداخته باشه و من مامان شده باشم چی میشهههه از ذوقش ضربان قلبم میره بالا انگار داره تو حلقم میزنه فکر اینکه سال دیگه این موقع یه نوزاد چند ماهه او اغوشم باشه لذت وصف ناپذیری بهم میده که دلم نمیخواد از رویا بیام بیرون فکر اینکه اگه صاحب یه دختر بشم دختری که ناز و ملوس باشه لوس حرف بزنه لباسهای خوشگل دخترونه ای تنش کنم که...
20 مهر 1394

انتظار برای نتیجه

دوشنبه رفتم داروخونه و امپول hcg رو گرفتم ولی برای قیمتش چشام گرد شد دوتاش شد 7500 به دکتر گفتم مگه خارجی نیستن گفت چرا خارجین , منتها سازمان یه کمی متعهدتر شده یعنی تقریبا 50 تومنشو بیمه تقبل کرده بود شادو خندون اومدم خونه انگاری رفتم خرید و یه تخفیف تپل گرفتم !!! چه قدر خوب میشد اگه بیمه ها یه خورده تو اینجور موارد بیشتر هوای بیمه شده هارو داشتن . شب راس ساعت 10 امپولهارو ازریق کردم و اومدیم خونه چهارشنبه صبح هم ساعت 8 مرکز بودیم همسری رفت نمونه داد و منتظر نشستیم تا صدا بزنن منو بعد از تقریبا نیم ساعت منو پیج کردن که برم بخش بستری رفتم بالا راهنمایی کردنم تو اتاق iui تا دکتر بیاد تخت بغلی یه خانمی دراز کشیده بود یکمی با اون صحبت ...
16 مهر 1394

ای یو ای دوم

روز دوم پری رفتم مرکز سونو شدم و دکتر برام کلومفین نوشت با یه کپسول ضد التهاب و چار تا امپول گونال که باید زیر جلدی دور ناف تزریق میشد , دارو هارو استفاده کردم و دوباره رفتم برای سونو تا ببینن فولیکول غالب دارم یا نه متاسفانه دوباره همه یفولی ها کوچیک مونده بودن و بزرگترینشون 9 بود دکتر دوباره برام دو تا دیگه امپول نوشت میگفت اگه دوباره تخمدانت به دارو جواب نده باید لاپاروسکوپی بشی . اون امپولهارو هم زدم و چند روز بعد که میشد 13 پریم رفتم مرکز ایندفعه همسری نتونست بیاد و خودم با مترو رفتم تو سالن نشسته بودم و منتظر بودم که نوبتم بشه برم داخل دل تو دلم نبود انگاری قلبم تو حلقم میزد از زور استرس , یه خانم چادری و قد بلند اومد نشست پیشم...
12 مهر 1394

IUI کنسلی

بالاخره بعد از چند ماه تونستم بیام اینجا به علت جابجایی خونمون نت نداشتیم کلی هم تو نوبت واسه ای دی اسل بودیم تا بهمون اینترنت نامحدود دادن . قرص اگنوگل رو خوردم ولی پریود شدم و همچنان از نینی خبری نبود حتی درد وحشتناک سینه رو هم کم نکرد برام پریود که شدم باید میرفتم برای گرفتن دارو تا وارد سیکل ای یو ای بشم تو این روزا صاحب خونه هم مگفت خالی کنید هم در  حال دارو خوردن بودم هم بسته بندی اثا ثیه اونم به تنهایی و کلی سختی کشیدم بالاخره رفتیم تو خونه جدید و من دو روز بعدش رفتم مرکز تا ببینن فولیکول بزرگ دارم یا نه و متاسفانه با این همه امپول و قرصی که خورده بودم اصلا فولی بالغ و بزرگ نداشتم بزرگترینشون 9 بود دوباره برام امپول تجویز ک...
9 مهر 1394

اگنوگل

بالاخره بعد از کلی تاخیر پریود شدم و روز سوم پریودم رفتم و ازمایش خون دادم تو نینی ساین یه خانمی از قرصی بنام اگنوگل اسم برده بود که با خوردنش تو مدت دو سه ماه بعد از 6 سال که با دارو و درمان باردار نشده بود با اون قرص مادر شده بود منم بعد از ازمایشم از دارو خانه این قرص رو خریدم یه بسته 100 تایی بود و از همون روز شروع کردم به خوردنش دو روز بعد جواب ازمایش رو گرفتم و با همسری رفتیم ابن سینا دوباره همسری ازمایش داد و دکتر پرونده منو دید گفت یه کمی پر کاری تیرویید داری و فرستاد پیش دکتر غدد ایشون هم بعد از دیدن ازمایش و معاینه گفت که چیز مهمی نیست و دارویی نمیخواد روی باردار شدنت هم هیچ تاثیری نداره فقط وقتی که باردار شدی باید هر ماه ازم...
22 تير 1394

ابن سینا

دیگه رسما کارم شد گریه وسوال معروفی که وقتی همه کم میارن از خدا میپرسن ,خدایا اخه چرا من ؟! دکترم یه متخصص ارولوژ بهمون معرفی کرد رفتیم پیشش و بعد از معاینه ودیدن جواب ازمایش تشخیص واریکوسل داد و گفت که با دارو مشکل حل نمیشه و باید عمل بشه دکتر جوونی بود و ما تصمیم گرفتیم که دکتر دیگه ای هم ببینه و نظر بده , خسته و داغون از مطب اومدیم بیرون و من تا خود خونه اشک ریختم برام مهم نبود که وقتی پشت چراغ قرمز وایمیستیم مردم از تو ماشینهای بغل دست چطور زل میزنن تو ماشین و اشکهای گوله گوله منو که نمیتونستم کنترلشون کنم برای خودشون چی تعبیر میکنن . روز بعد پس از جستجوی فراوون یه دکتر دیگه رو پیدا کردم که خیلی تعریفشو کرده بودن و وقت گرفتم این دک...
23 خرداد 1394

چی فکر میکردم چی شد

اون اویل که برای اولین بار رفتم دکتر برام مهم نبود دکترم کی باشه میخواستم فقط برم و یه چکاپ بشم بخاطر همین از جاریم که برام مثل خواهر میمونه خواستم دکتری رو معرفی کنه رفتم پیشش یه دکتر مسن و دوست داشتنی بود معاینه کردو برام ازمایش قبل بارداری نوشت بهش گفتم میخوام زود مامان بشم چون از اول بلوغم پریود منظمی نداشتم و میدونستم که شاید ممکنه به این زودی ها مادر نشم و یکمی طول بکشه اونم فقط یکمی نه تا الان که دو سال شده دکتر هم برام سونو نوشت و گفت با جواب ازمایشت با هم بیار تا ببینم و بعد نظر بدم بعد از اماده شدنشون بردم پیشش و با توجه به سونو گفت که تنبلی تخمدان داری و برام کلومفین نوشت دارویی که تا به اون موقع اسمی ازش نشنیده بودم دارورو طبق...
17 خرداد 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مادر منتظر می باشد